Hippolytus Helen Alcestis Ion

Hippolytus Helen Alcestis Ion[EPUB] ✵ Hippolytus Helen Alcestis Ion Author Euripides – Jobs-in-kingston.co.uk چهار نمایشنامه از اورپیدبه نام هایهلن، هیپولیت، آلسست، ایوناوی‌ریپیدس به خدایان همچون انسان‌هایی می‌نگرد چهار نمایشنامه از اورپیدبه نام هایهلن، هیپولیت، آلسست، ایوناوی‌ریپیدس به خدایان همچون انسان‌هایی می‌نگرد که برای رسیدن به اهداف خویش به دروغ و فریبکاری دست می‌یازند، اما در پایان تمامی خدعه‌ها و نیرنگ‌هایشان برملا می‌گردد وی ایزدان را موجوداتی پست و قابل نفرین Hippolytus Helen ePUB ô می‌نمایاند هیپولوتوس می‌گوید «‌ای کاش نفرین آدمیان گریبانگر خدایان می‌شد» خدایان علی‌رغم قدرت اساطیری خویش، برای رسیدن به هدف، به هر وسیله‌ای توسل می‌جویند بدین ترتیب اوی‌ریپیدس ایشان را از قله خودکامگی افسانه‌ای تا به پایه موجودی فریبکار به زیر می‌کشد حتی گناه آدمیان را نتیجه نیرنگ ایزدان می‌داند و این اعترافی است که از زبان آرتمیس باز گفته می‌شود «هرگاه خدایان مقرر کنند، آدمیان ناگریز دست به گناه می‌زنند» اوی‌ریپیدس به فرد اراده بخشید و قدرت خدایان را که تعیین‌کننده سرنوشت انسان بود، تضعیف نموده تقدیر آدمی را به خود او وا می‌نهد و این عقیده را مطرح می‌کند که دست هیچ ذی‌شعوری در سرنوشت انسان دخیل نیست وی نقش تقدیر را از زندگانی نفی کرده، عامل تصادف و اتفاق را سازنده تقدیر بشر می‌داند همان‌گونه که بردگی را نه حکم طبیعی فرد، بلکه نتیجه تصادف می‌داند همچنان که آخیلوس می‌گوید « آه زئوس، من چه می‌گویم ؟ می‌گویم که چشم تو بیدار است یا از حماقت انسانهایی که باور می‌کنند خدایانی هم وجود دارند، حال آنکه تمامی جهان از تصادف و اتفاق انباشته است» بدین ترتیب اوی‌ریپیدس بر قدرت اساطیری خدایان خط بطلان می‌کشد و از زیان تسئوس، خرافات و غیبگویی را به باد تمسخر گرفته، تکیه بر آن را عملی دور از عقل می‌انگارد و برای تمامی رخدادها در پی دلایل عقلانی است و به عاملی به نام معجزه خدایان اعتقادی ندارد اوی‌ریپیدس نویسنده‌ای آزاداندیش بوده و معتقد است اگر چه می‌توان زبان و قلم را به بند کشید، لیکن اندیشه را نمی‌توان در حصارها و باورها محصور کرد هیپولوتوس می‌گوید زبانم سوگند خورده، اما ذهنم آزاد استلینک دانلود. Hippolytus Helen Alcestis Ion EuripidesEuripides Εὐριπίδης c 480 – c 406 BC was a tragedian of classical Athens Along with Aeschylus and Sophocles he is one of the three ancient Greek tragedians for whom a significant number of plays have survived Hippolytus is an Ancient Greek tragedy by Euripides based on the myth of Hippolytus son of Theseus The play was first produced for the City Dionysia of Athens in 428 BC and won first prize as part of a trilogyHelen is a drama by Euripides about Helen first produced in 412 BC for the Dionysia in a trilogy that also contained Euripides' lost Andromeda The play has much in common with Iphigenia in Tauris one of the playwright's later worksAlcestis Greek Ἄλκηστις Alkēstis is an Athenian tragedy by the ancient Greek playwright Euripides It was first produced at the City Dionysia festival in 438 BC Ion is an ancient Greek play by Euripides thought to be written between 414 and 412 BC It follows the orphan Ion in the discovery of his originsتاریخ نخستین خوانش روز چهارم ماه مارس سال 1982 میلادیعنوان هلن و سه نمایشنامه دیگر ، نویسنده اوریپید؛ مترجم محمد سعیدی؛ مشخصات نشر تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359؛ در 345 ص؛ موضوع نمایشنامه های کلاسیک یونانی سده پنجم پیش از میلاداوی‌ریپیدس، به خدایان همچون انسان‌هایی می‌نگرد، که برای رسیدن به اهداف خویش به دروغ، و فریبکاری دست می‌یازند، اما در پایان؛ همه ی خدعه‌ ها و نیرنگ‌هایشان، برملا می‌گردد وی ایزدان را، موجوداتی پست، و قابل نفرین، می‌نمایاند هیپولوتوس می‌گوید «‌ای کاش نفرین آدمیان گریبانگر خدایان می‌شد» خدایان علی‌رغم قدرت اساطیری خویش، برای رسیدن به هدف، به هر وسیله‌ ای توسل می‌جویند بدین ترتیب، اوی‌ریپیدس ایشان را از قله ی خودکامگی افسانه‌ ای، تا به پایه ی موجودی فریبکار، به زیر می‌کشد حتی گناه آدمیان را نتیجه ی نیرنگ ایزدان می‌داند، و این اعترافی است که از زبان آرتمیس باز گفته می‌شود «هرگاه خدایان مقرر کنند، آدمیان ناگریز دست به گناه می‌زنند» اوی‌ریپیدس، به فرد اراده بخشید، و قدرت خدایان را که تعیین‌ کننده ی سرنوشت انسان بود، تضعیف نموده، تقدیر آدمی را به خود او وامی‌نهد، و این باور را مطرح می‌کند، که دست هیچ ذی‌شعوری در سرنوشت انسان دخیل نیست وی نقش تقدیر را از زندگانی نفی کرده، عامل تصادف و اتفاق را سازنده ی تقدیر بشر می‌داند همان‌گونه که بردگی را نه حکم طبیعی فرد، بلکه نتیجه ی تصادف می‌داند همچنان که آخیلوس می‌گوید «آه زئوس، من چه می‌گویم؟ می‌گویم که چشم تو بیدار است یا از حماقت انسانهایی که باور می‌کنند، خدایانی هم وجود دارند، حال آنکه تمامی جهان، از تصادف و اتفاق، انباشته است» بدین ترتیب اوی‌ریپیدس بر قدرت اساطیری خدایان، خط بطلان می‌کشد، و از زیان تسئوس، خرافات و غیبگویی را، به باد تمسخر گرفته، تکیه بر آن را، عملی دور از عقل می‌انگارد، و برای تمامی رخدادها در پی دلایل عقلانی ست؛ و به عاملی به نام معجزه ی خدایان، اعتقادی ندارد اوی‌ریپیدس نویسنده‌ ای آزاداندیش بوده، و معتقد است اگرچه می‌توان زبان و قلم را به بند کشید، لیکن اندیشه را نمی‌توان در حصارها، و باورها محصور کرد هیپولوتوس می‌گوید «زبانم سوگند خورده، اما ذهنم آزاد است» ا شربیانی همونطور که قبلا گفتم علاقه عجیبی به نمایشنامه‌های یونان باستان پیدا کردم و در تکمیل بقیه شاهکارهایی که خوندم رفتم سراغ این عزیز دل و به شدت لذت بردم‌۱ هیپولیت داستان راجع به تزه همسر پادشاه آتن و ترزنه که عاشق پسر نامشروع همسرش یعنی هیپولیت میشه‌۲ هلن تروا که یادتونه اون خانمی که سرش این همه خون و خونریزی شد هم یادتونه دیگه توی این نمایشنامه قصه این خانم روایت میشه که طفلک اصلا بی گناه بوده و به صورت مخفی توسط زئوس برده بودنش مصر و اصلا توی تروا نبوده و ‌۳ آلسست همسر پادشاه فره است و برای اینکه مرگ همسرش به تعویق بیوفته به صورت کاملا خودجوش پیشمرگش میشه اینم بگم که هراکلس همون هرکول یکی از شخصیتهای این قصه است‌۴ ایون حاصل رابطه نامشروع آپولون خدای پیشگویی با کرئوز دختر پادشاه آتنه که یتیم بزرگ میشه و داستان حول پیدا کردن پدر مادرش میگذره‌خلاصه هر کدوم از این چهارتا به تنهایی خودشون کلی جذابن و توی این مجموعه که ترجمه خیلی خوبی هم داره و قیمتش هم واقعا به صرفه است به شدت پیشنهاد میشه‌چیزی که برای من جالبه اینه که ته همه این قصه‌ها اوریپید خیلی ریز و زیرپوستی به خدایان میتوپه و میگه اینا جز آزار جنس آدم کاری نمیکنن و سرکشی و عصیان آدما رو خیلی قشنگ توجیه میکنه و از اون جالبتر اینه که به باورهای خرافی و نذر و نذورات و پیشگویی هم اعتراض میکنه و دیگه منتهای جالبی قضیه اینه ایشون حول و حوش سال ۴۵۰ پیش از میلاد طرفدار جدی حقوق زنان بوده برای همین هم این قصه‌ها با وجود افسانه‌ای و اساطیری بودنش حتی امروز هم جذابن و تاریخ مصرف ندارن اصلا ‌ اصلا ما را از برای رنج کشیدن بدین جهان آورده اند پس به ناچار باید شیوه رنج کشیدن را بیاموزیماز قول فرس در نمایشنامه آلسست